خلاصه کتاب حکایت دولت و فرزانگی مارک فیشر+پادکست
گوش کنید! پادکست خلاصه کتاب حکایت دولت و فرزانگی
مارک فیشر
در گروه آموزشی راز تیوان، همواره به دنبال بررسی عمیق و کاربردی موضوعات مرتبط با رشد فردی و موفقیت هستیم. در این مقاله، قصد داریم پرده از رازهای نهفته در یکی از برجستهترین آثار انگیزشی جهان، “حکایت دولت و فرزانگی” اثر مارک فیشر، برداریم. اگر شما نیز در پی رسیدن به ثروت و دستیابی به یک زندگی پربار هستید، در ادامه با ما همراه باشید.
رازهای ناگفته ثروتمند شدن:
درسهایی از “حکایت دولت و فرزانگی” مارک فیشر
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چگونه میتوان به ثروت و آرامش همزمان دست یافت؟ در دنیای پرهیاهوی امروز، بسیاری از ما در پی فرمول جادویی موفقیت مالی هستیم، اما گاهی فراموش میکنیم که ثروت واقعی، ریشهای عمیقتر از صرفاً پول دارد. کتاب “حکایت دولت و فرزانگی” (A Tale of Wisdom and Wealth) اثر جاودانه مارک فیشر، نویسنده کانادایی و یکی از ثروتمندترین و پرفروشترین نویسندگان انگیزشی جهان، دقیقاً به همین موضوع میپردازد و راهنمایی بینظیر در زمینه ثروتآفرینی، رشد و توسعه فردی ارائه میدهد.
کتاب بینظیر حکایت دولت و فرزانگی، در قالب داستانی جذاب و انگیزشی، گفتگوی میان یک جوان جویای ثروت و یک پیرمرد خردمند و ثروتمند را روایت میکند. با وجود حجم کم، “حکایت دولت و فرزانگی” اثری کاملاً مفهومی است که به درسهای بسیار مهم و اساسی در مورد ثروتمند شدن اشاره کرده است. این داستان به بیش از سی زبان زنده دنیا ترجمه شده و تنها در آمریکا فروش آن به بیش از یک میلیون نسخه رسیده است. در ادامه، به ۱۰ درس کلیدی و قدرتمند این کتاب میپردازیم که میتواند زندگی هر کدام از ما را متحول کند.
کتاب حکایت دولت و فرزانگی: اثری جاودانه برای ثروتآفرینی
مارک فیشر، این کتاب را با روایت جوانی آغاز میکند که در سن ۱۳ سالگی نزد عموی ثروتمند خود میرود تا درباره راه و روش ثروتمند شدن بپرسد. عمو او را به نزد شخصی خردمند و دولتمند میفرستد که با سؤالاتش، درسهای مهمی را به جوان منتقل میکند. این کتاب در ۱۵ فصل نوشته شده و هر فصل حاوی نکات خاصی است که اگر به کار گرفته شوند، میتوانند زندگی را دگرگون کنند.
12 درس کلیدی برای رسیدن به ثروت و فرزانگی
۱. از تجربیات اطرافیان ثروتمند خود بهره ببرید.
جوان قصه ما، در ۱۳ سالگی بدون هیچ علاقهای به کارش، آرزوی ثروتمند شدن داشت و به فکر استعفا افتاد. او نزد عموی ثروتمندش رفت تا وام بگیرد، اما عمو به جای وام، او را به “دولتمند آنی” معرفی کرد. این بخش از داستان به ما میآموزد که گاهی اوقات، دوستان و آشنایان ثروتمند ممکن است مستقیماً به ما کمک نکنند، اما میتوانند راه و روشی برای رسیدن به موفقیت نشان دهند و از همین روست که روابط اهمیت فوقالعادهای دارند.
۲. علاقه سوزان به کسب و کار: قلب تپنده موفقیت.
یکی از اولین درسهایی که دولتمند آنی به جوان میدهد این است که اگر واقعاً میخواهد ثروتمند شود، باید اصرار بورزد. او میگوید: “بیشتر مردم میترسند چیزی بخواهند و زمانی که چیزی را میخواهند، به اندازه کافی اصرار نمیورزند و این خطاست”. دومین درس حیاتی این است که تمام افراد ثروتمند به کسبوکار خودشان اشتیاق و علاقه دارند. شما باید با تمام وجودتان برای کارتان وقت بگذارید و به آن عشق بورزید؛ زیرا بدون علاقه، هر چقدر هم تلاش کنید، موفق نخواهید شد. اگر فکر میکنید کاری را مطابق با علایقتان انتخاب کردهاید اما ثروتمند نمیشوید، باید در کاری که انجام میدهید و روش کارتان بیشتر فکر کنید.
۳. زمان عمل، همین حالا است!
بسیاری از افراد با خودشان قرار میگذارند که هر وقت اوضاع و شرایط عالی شد، دست به اقدام بزنند. این یکی از بزرگترین اشتباهات است؛ زیرا اوضاع و شرایط عالی هیچگاه از راه نمیرسد. مارک فیشر تأکید میکند: “زمان مطلوب برای اقدام کردن همین حالا است”. این درس بسیار مهم است، زیرا بارها پیش آمده که ما در توهماتی گرفتار شدهایم که گذر زمان تنها باعث از دست رفتن فرصتها میشود. این ماییم که باید فرصتها را برای خودمان خلق کنیم و از آنها نهایت استفاده را ببریم.
۴. اهداف خود را بنویسید: جادوی نوشتن.
هر گاه در زندگی خواستید به ثروت برسید و به یک ثروتمند تبدیل شوید، باید رقم مورد نظر و زمانی که میخواهید به آن دارایی دست پیدا کنید را روی کاغذ بنویسید. اکثر افرادی که در پی ثروتمند شدن هستند از جادوی نوشتن بیخبرند. دولتمند آنی از جوان میخواهد مبلغی که میخواهد در پایان سال آینده به آن برسد را یادداشت کند و سپس به او میگوید: “اکنون زمان کار کردن روی خویشتن فرا رسیده است”.
۵. محدودیتهای ذهنی: بزرگترین مانع کامیابی.
رقمی که افراد روی کاغذ مینویسند، بیانگر ارزشی است که برای خودشان قائل هستند. هر چه افراد به توانایی و استعداد خودشان باور بیشتری داشته باشند و بدانند که به هر چه بخواهند میرسند، رقم بزرگتری را یادداشت میکنند. این کتاب جمله مهمی دارد: “بزرگترین محدودیتها، حدودی است که انسان به خویشتن تحمیل میکند و بزرگترین مانع کامیابی، مانع ذهنی است“. اگر میخواهیم ثروتمند شویم، ابتدا باید درون خودمان را غنی و ثروتمند کنیم و باور کنیم که ما توان رسیدن به آرزوها و آرمانهای خودمان را داریم. هیچ کس و هیچ چیز نمیتواند به ما کمک کند؛ باید خودمان دست به کار شویم و رؤیاهایمان را محقق کنیم.
۶. قدرت کلام: ابزار خلق واقعیت.
یکی از مهمترین فصول این کتاب، فصل قدرت و نفوذ کلام است. ما میتوانیم با کلام خودمان، خودمان را ثروتمند کنیم یا از ارزش خودمان بکاهیم. “چهار اثر از فلورانس اسکاول شین” نیز در زمینه نفوذ کلام مطالب ارزشمندی را نوشته است. هر چه منش انسان نیرومندتر باشد، اندیشههایش قدرت بیشتری میگیرند و وقتی اندیشهای قدرت گرفت، دیگر هیچ چیز توان مقابله با آن را ندارد. اشتیاق سوزان برای رسیدن به یک هدف کافی نیست؛ ایمان داشتن به آن هدف ضروری است.
چگونه میتوانیم ایمان بیاوریم؟ با تکرار کلام و تقویت تخیل. وقتی تخیل و منطق با هم در تضاد قرار بگیرند، همیشه تخیل پیروز میشود. ایمان چنان قدرتی دارد که میتواند کوهها را جابجا کند. از نوشتن اهداف و خواستههای خودتان نترسید و هر چه میخواهید به دست آورید را یادداشت کنید. این نوشتن و تکرار کلامی باعث میشود که بتوانید ایمان بیاورید که میتوانید به اهداف خودتان دست پیدا کنید و وقتی ایمان حاصل شد، دیگر هیچ چیز جلوی شما را نخواهد گرفت.
۷. سختکوشی به تنهایی کافی نیست: هوشمندانه عمل کنید.
سختکوشی به تنهایی ثروت ایجاد نمیکند. اصل در ایجاد ثروت این است که باید مسیر خود را بسنجید و ببینید آیا تلاشی که میکنید به اندازه کافی برایتان ثروت کسب میکند. اگر چنین نیست، باید به مسیر خود نگاه کنید و ببینید شغل شما چه تفاوتی با دیگر شغلها دارد. فردی که هزاران دلار درآمد دارد، لزوماً بیشتر از شما کار نمیکند، بلکه متفاوتتر کار میکند و نسبت به کارش شادتر است. افراد زیادی هستند که ساعتها برای کسب ثروت تلاش میکنند، اما بازدهی و راندمان کارشان چندان زیاد نیست.
۸. رویاهای بزرگ با تفکرات کوچک محقق نمیشوند.
یکی دیگر از مهمترین پندهای کتاب “حکایت دولت و فرزانگی” این است که قانع نباشید. اگر رویاهای بزرگی در زندگی دارید، به کمترین اهداف و دستاوردها قانع نشوید. نباید با رسیدن به یک موفقیت خوب، موفقیتهای بزرگتر را نادیده بگیرید. کائنات از رفتار شما انرژی میگیرند؛ شما باید مدام به اهداف خود اصرار ورزید و به آنها فکر کنید تا کائنات نیز خود را با طرز فکر و برخورد شما منعطفتر کنند.
۹. هدفگذاری دقیق و واقعبینانه: راهنمای مسیر.
هدفگذاری دقیق از دیگر نکاتی است که فیشر بر آن تاکید فراوان داشته است. او میگوید نباید در میان راه گم شد و از شاخهای به شاخه دیگر پرید. بسیاری از افراد در کارشان بسیار پرتلاش هستند اما نمیتوانند به هدفشان برسند، زیرا یک هدف مشخص را انتخاب نمیکنند. داشتن اهداف بسیار زیاد در یک زمان غیرممکن است.
مارک فیشر میگوید: “راز هر هدفی که میخواهی به آن دست پیدا کنی این است که باید هم جاهطلبانه و هم قابل دسترس باشد”. به عبارت دیگر، قرار نیست یک هدف رویایی برای خودمان تعیین کنیم؛ بلکه وظیفه ما این است که یک هدف قابل دسترسی، منطقی و هوشمندانه را برای خودمان تعیین و برای رسیدن به آن تلاش کنیم.
۱۰. شکرگزاری: کلید برکت و فراوانی.
جهانی که در آن زندگی میکنید پر از زیبایی است، اما تا وقتی نتوانید از آن استفاده کنید، چیزی از آن را نیز درک نخواهید کرد. باید بتوانیم در زندگی خود تعادل ایجاد کنیم و روی چیزی که به دست میآوریم زیادهروی نکنیم. باید شکرگزار تمامی نعمتها باشیم. این نکته به شما یادآوری میکند که موفقیتهای خود را درک کنید و آنها را دست کم نگیرید. درست است که باید در زندگی تلاش کنیم و به دستاوردهایمان قناعت نکنیم، اما همیشه باید شکرگزار و راضی باشیم.
شکرگزاری به خاطر نعمتهایی که خداوند به ما داده، باعث میشود که یک انرژی مضاعف برای رسیدن به خواستههای خودمان داشته باشیم. همانطور که میگویند: “شکر نعمت، نعمتت افزون کند!“.
۱۱. بدانید به کجا میروید: مقصد را گم نکنید.
گاهی برخی از افراد که منابع مالی زیادی هم دارند، اعتیاد و وسواس پیدا میکنند و فقط به دنبال مالاندوزی هستند، بدون اینکه بدانند کدام هدف و مقصد را دنبال میکنند. پول میتواند برای برخی خادمی بیهمتا باشد و برای برخی دیگر اربابی مستبد. فیشر توصیه میکند وارد کسبوکاری شوید که به آن علاقه دارید تا بعد از رسیدن به پیری حسرت آن شغل را نداشته باشید و زندگی خود را بیهوده سپری نکنید.
۱۲. تمرکز: شاهکلید کامیابی در لحظه حال.
ثروتمند و جوان به باغ گل سرخ پیرمرد رفتند و پیرمرد به جوان گفت که هر بار وارد این باغ شده و گلی را بوییده، تجارب جدید و ارزشمندی کسب کرده است. یکی از مهمترین نکات برای خوشبختی در زندگی این است که باید در لحظه زندگی کنیم و اصلاً نگرانی در مورد گذشته و آینده نداشته باشیم.
اگر بتوانیم لحظه را به خوبی زندگی کنیم و از فرصتهایش نهایت استفاده را ببریم، قطعاً آیندههای خوبی هم برای خودمان خواهیم ساخت. شرط زندگی در زمان حال، تمرکز است و تمرکز کلید کامیابی در تمام زندگی است. واقعگرایی اهمیت فراوانی دارد و به ما کمک میکند یک زندگی ارزشمند برای خودمان بسازیم. باید همه چیز را همانگونه که هست ببینیم؛ ذهنیت ما تأثیر زیادی روی موفقیت ما دارد و باید ذهنیت خود را با دنیای بیرونی و واقعی منطبق کنیم.
یک سؤال؟
با توجه به درسهای ارزشمندی که از “حکایت دولت و فرزانگی” آموختیم، به نظر شما بزرگترین مانع ذهنی که افراد را از رسیدن به اهداف مالی و زندگیشان باز میدارد چیست و شما چگونه قصد دارید این مانع را با بهکارگیری این درسها از بین ببرید؟
خوشحال می شویم تجربیات و نظرات ارزشمند خود را در خصوص این مطالب و در جهت بهبود کیفیت مقالات «راز تیوان» در بخش دیدگاههای همین صفحه با ما به اشتراک بگذارید. همراهی شما افتخار ماست! از اینکه نظرات خودتان را با ما و همراهان راز تیوان به اشتراک میگذارید سپاسگزاریم.
نویسنده | مترجم | تهیه کننده: علی عباسی – مائده عباسی

